فـــــانـــــوس دریــــایی جنـــــوب
ادبیات،داستان،شعر،ترانه،مقاله ، وبلاگهای مناسب شامل موسیقی سنتی و شبکه های سیما
سرو سیه چشم من ای نازنین برده ای از من دل و هم عقل و دین یاد دو چشم یاد دو ابروی تو کار من است گر نپسندی تو این من که در آن دام تو افتاده ام سر به بر و سینه ات خواهم همین یک نظری تا به تو انداخته ام دور شده آنگه ز من ایمان و دین ناصحم ار عشق شود از من بری عشق تو کم کرده از عقلم چنین چه کردی بر دلم با آن نگاهت نمی دانی اسیر گشتم به دامت به بویت مست و مسحورم همیشه تو گویی رفته ام ای گل به باغت دلم می خواست که باشم دربرت گل اگر خاری شوم من در کنارت نباشم دربرت من چون کویرم بیا سبزم بکن با ان بهارت ببین آن روی ماهت توی چادر مرا عاشق ترم کرد آن حجابت ح ـ ن لب کارون رسیدم ، تک و تنها تو رو دیدم تو به من نگاه نکردی ، بر گشتی رفتی به سردی گریه کردم گریه کردم اشک چشمام مثه بارون ریخت میون ماسه های خیس اونجا، لب کارون بیا پیشم بیا پیشم من بی تو دیوونه میشم قهر نکن دلم می گیره تو میدونی دل اسیره گریه کردم گریه کردم اشک چشمام مثه بارون ریخت میون ماسه های خیس اونجا لب کارون کاش تو رو ندیده بودم من کنار رود کارون توی اون غروب غمگین ، زیر اون شر شر بارون گریه کردم گریه کردم اشک چشمام مثه بارون ریخت میون ماسه های خیس اونجا ، لب کارون رفتم و تنها نشستم ، تا غروب در زیر بارون اسم نازت رو نوشتم ، روی ماسه های کارون بیابگذر، قهرنکن دختر برای تو این دلم تنگه مگه اون قلبی که توداری توی سینه یه تیکه سنگه بیابگذر، قهرنکن دختر ببین بی تو من چه دلتنگم ندارم دیگه شادی وشوری غمو ریختی توی آهنگم بیابگذر، قهرنکن دختر نزن زخمه توبراین قلبم توی اون دیگه نمونده تاری بیاره صدای ناله مو به لبم بیابگذر، قهرنکن دختر یه لحظه بده گوش به آهنگم بیاصدای درد مو بشنو ازانگشت پرلرز واین چنگم ازنگاه تو می خونم که برام پیغوم داری چشم به راه من می مونم تادرقلبمو روزی به صدادربیاری جای من توی قلب توکجاست نکنه جایی ندارم نمی دونم نمی دونم شاید اون گوشه کنارهاست اما تو اینو بدون خونه های قلبمو نمیدم به هیچ کسی خالیه برای تو



| Design By : Night Skin |
