فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 

دلم می خواست تمام لحظه هام با تو، همیشه مستمر باشه

نباشه لحظه ای باقی و اون لحظه، دل از تو بی خبر باشه

تو می دونی چه احساسی به تو داره دل این لحظه

دلم می خواد کنارت بود و با تو  همسفر باشه 

همیشه توو خیال خود می بینم که اون دستات توو دستامه

کنار من تو هستی ساکت و آرام و چشماتم توو چشمامه

به این من دلخوشم گاهی میایی تو، خیالم می شه پر با تو

بیا چشمام به در مونده، چرا این چشم به راهیم ناتمامه

نمی خواستم چنین روزی، بری و خونه مون از هم جدا باشه

تو بودی مونسم یارم بیا، تا این دلم از غم رها باشه

به امید تو خوش بودم، نداشتم من غمی در دل

نیومد هیچ کسی چون تو، که مهرش توی قلبم بی فنا باشه

بیا برگرد گلم عشقم، چقدر چشمام به در باشه

بیا یک لحظه ای حتی که شاید دل آرامتر باشه

نمی خواستم بری بی من و عمری در سفر باشی

بری از پیشم و شب ها برایم بی سحر باشه

[ ۱٢ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ٥:٤٩ ‎ق.ظ ] [ حبیب ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">