فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۸ آذر ۱۳۸۳

در غربت و تنهايی

بشکسته پر و بالم

بی پويش و پروازی

در کنج قفس نالم

در گوشه اين غربت

با ناله چه ها کردم

زنجير صبوری را

يکباره رها کردم

بی بال و پری سخته

من عاشق پروازم

تا تشنه آن خاکم

غربت را نمی خواهم

يک بال و پری بايد

تا بار سفر بندم

از بند رها گشته

بر دام و قفس خندم

ح/ن

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">