فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۱۸ شهریور ۱۳۸٥

 به مناسبت ولادت حضرت صاحب الزمان(عج)

 

 

بيا ناجي

بيا كه جهاني

همه چشم به راهند

براي عدالت

اميد به تو دارند

تو نور اميدي ، تو نور اميدي ، بيا ناجی

زمانه ندارد

اميد نجاتي

از اين همه محنت

مگر تو بيايي

تو نور اميدي ، تو نور اميدي ، بيا ناجی

بيا گل نرگس

كوير و بيابان

به زير قدومت

شود چو گلستان

Go to fullsize image

تو نور اميدي ، تو نور اميدي ، بيا ناجی

اگر تو بيايي

ز نور وجودت

نباشد كلامي

نه حرفي ز ظلمت

تو نور اميدي ، تو نور اميدي ، بيا ناجی 

    ناجي 

   چشم ما ناجي ، در انتـظـارت

   تاتو بيـــايـــي ، مانــــــــده بر در 

   مارا پنـاهـي ، جزتوكسي نيست 

   ناجــي مــايــــي ، بر ما سرور 

   از دوري تو، گمگشته شديم 

   كنج این غربـت ، سرگشته شديم 

  عشق آن رویت ، در دلهای ما

   می زند صدجوانه تا بیایی

   از طلوع آن ، خورشید رویت

   این جهان گردد از شب رهایی

   در جمع  و تنـها ، بي تو غريبـيم   

   از  روي ماهت بــــي نصيبــــيم 

  بر ما نظری کن

  محتاج توییم ما 

  در راه قدومت

  جان را بدهیم ما 

   فقر و ناله غم

   جورو ظلم و ستم

   گربیایی ندارد جا

   دراین عالم

انتظار

دیده بر راهت سپردیم سالها

تا نهی برچشم ما جانا تو پا

روشنی بخشد دل تاریک وسرد

تا بتابد نورمهتابت به دلها

عدل ودادی راکه می داری به پا

می زداید زین جهان بیدادها

بذرنیکی را چو افشان می کنی

یک به یک گردند فنا اشرارها

هردرختی را که دارد ظلم بر

شاخ وبرگش را می دهی بر بادها

حبیب ا... نبی اللهی

 

                   

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">