فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۸ تیر ۱۳۸۳

تو را بود زندگی هردم مرارت

نکردی یک کلام بر آن اشارت

 

به دنیا دل نبستی ساده زیستی

و بخشیدی دو دستی بی صدارت

 

تو بودی توی دل ها بس گرامی

چو می دادی به هر کس یک بصارت

 

چو بردی با خودت شادی ز دل ها

نیامد بر کسی دیگر بشارت

 

ندیدم من کسی از تو بنالد

که بودی بهر مردم یک سفارت

 

تو کوچ کردی و رفتی بی تمنا

که نالیدیم و سوختیم هم ضرارت

 

وداعت را چطور باور کنم من

ندارد زندگی بی تو حرارت

 

پدر ای کاش مرا هم  وقت مردن

نهند در پیش پایت با طهارت

 

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">