فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۱٧ دی ۱۳۸٥

 

      شعر حاصل احساس و اندیشه شاعر در رابطه با موضوع ، اتفاق و یا حالتی است که آن را با کلمات و واژه های ساده ، زیبا و مناسبی به تصویر کشیده و بیان می کند. شاعر این تصویر را با توجه به علائق ، خصوصیات و تجارب خود همانند یک نقاش که نقش مورد نظر خود را بر روی بوم ترسیم می کند در قالب واژه ها بیان می دارد . گاهی این واژه ها حتی از چند کلمه بیشتر تجاوز نمی کنند اما می بینیم شعر حاصله از هر نظر کامل و تصویر و تخیلی قوی در آن موج می زند که احساس و اندیشه ژرف و روح پاک شاعر را به مخاطب نشان می دهد.

       شاعر بوسیله حواس و تجربیات خود با مصالحی که در پیرامون و محیط اطرافش وجود دارد ارتباط برقرار می کند و شعر را خلق می کند. این مصالح ، در خانه ، شهر ، خیابان ، کوچه ، بیابان ، باغ ، آسمان ، کهکشان ، بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان ، روز ، شب ، دریا و ... همه در دسترس اوست و شاعر برداشت و تجربه خود را درهم تلفیق کرده و احساس و اندیشه ی خود را در قالب کلماتی مناسب به تصویر کشیده و پیش روی مخاطب قرار می دهد. طبیعتا" این تصویر از الهام و شهود اولیه ای بوجود می آید که جرقه ی آن در ذهن وی زده می شود سپس به کشف آن می پردازد و شعر حیات پیدا می کند . وقتی که بیت اول در ذهن شاعر بصورت الهام تظاهر کرد وی از تجارب خود کمک گرفته و با توجه به برداشت هایش به تکمیل آن می پردازد و احساسش را با خلاقیت و شور و شوق در قالب شعر می ریزد.

      هر شعر دارای یک تصویری است و این تصویر مختص آن شعر خواهد بود. شعرامروز که اسم های مختلف نیمایی ، سپید ، آزاد ، مدرن ، حجم ، تجسمی و غیره دارند و بعضی از آن ها نه وزن دارد و نه قافیه و در آن ها سخن گفتن شاعر به زبان تصویر و موجز می باشد همه دارای تصویر هستند بدین منظور مطلبی را که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب صورخیال درشعرفارسی آورده است بیان می کنم ( به گفته ی سند برگ ، کودکی خردسال می خواست بوته ی ذرتی را از زمین بیرون آورد اما نمی توانست و هرچه می کوشید آن بوته برجای خود استوار بود ، اما سرانجام کوشش او به سامان رسید  و بوته ی ذرت از زمین کنده شد ، کودک با شادمانی بسیار پدرش را از حاصل کوشش خود آگاه کرد.پدرش گفت:« آری ، توهم مردی شدی و نیرویی داری »آن طفل خردسال با غرور در پاسخ پدرش گفت:« آری ، همه ی زمین یک سرش را گرفته بود و من یک سرش را تا سر انجام من غالب شدم » این تصویر ذهنی کودک ، این تصرفی که تخیل او در بیان واقعیت کرده ، این اسناد مجازی ، بیان شاعرانه ی زیبایی است که حاصل بیداری آن طفل نسبت به یک گوشه از ارتباط های انسان و طبیعت است.) البته ناگفته نماندگاهی ممکن است یک شعر تصاویر متعددی داشته باشد. طبیعتا شعری زیبا ، دلنشین و کامل است که تصویر قابل تاملی در آن وجود داشته باشد. به این شعر فریدون مشیری بنام مروارید مهر توجه بفرمایید:

  « دو جام یک صدف بودند

 دریا و سپهر آن روز

 درآن ، خورشید

 این دردانه مروارید

 می تابید »

 شاعر ، آسمان و دریا را بسان دو کفه صدف در نظر آورده و خورشید را بعنوان مرواریدی که در درون این صدف قرار دارد و این حالت در غروب همیشه اتفاق می افتد. شاعر چقدر زیبا و جالب آن را به تصویر کشیده است. در اینجا شاعر از مصالح طبیعی یا طبیعت که من و شما به احتمال زیاد برای یکبار هم شده آن را مشاهده کرده ایم و بدون توجه از آن گذشته ایم استفاده کرده است. و همین طور در شعر دیگری بنام عشق گمشده از هوشنگ ابتهاج آمده است:

 « در باغ دل شکفت گل تازه امید

 کز چشمه نگاه تو باران مهر ریخت

 پیچید بوی زلف تو در باغ جان من

 پروانه شد خیالم و ، با بوی گل گریخت»

 شاعر ، در این شعر دل را به باغی تشبیه نموده و امید را گلی تازه شکفته در این باغ  و مهر را بعنوان بارانی از چشمه نگاه و خیالش را پروانه ای که به دنبال بوی گل رفته است و همین طور پیچیدن به زلف در باغ جان. همه مصرع ها دارای تصویر های روشن و گویایی هستند و بسیار زیبا بیان شده اند. شعر ساده و قابل تامل دیگری دیدم بنام ویرگول از خانم منیره پرورش ، با اینکه این شعر از چند کلمه بیشتر تجاوز ننموده است اما بسیار زیبا و جالب جدایی را به تصویر کشیده است:

 ،

 ویرگول

 « من ، تو

 مقصر ویرگول است »

 در نتیجه در هر شعری ، تصویر یا تصاویری وجود دارد که شعر بر آن اساس جان گرفته و بوجود آمده است.

 توضیح : مطلب بالا برداشتی شخصی و درحد توانم از تصویر در شعر بود درنتیجه بی نقص و عیب نخواهد بود. 

 

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">