فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۱٠ مهر ۱۳۸٧

  

 

 وسایل و دستگاههای عظیم و غول پیکری که با اندیشه و دست انسان ساخته وبکارگرفته می شود ، اسباب تعجب   و شگفتی اش را فراهم می سازد. بعضی از این دستگاهها چندین صد برابر قد و وزن انسان و بعضی آنقدرریزو کوچک هستند که با چشم غیر مسلح جزئیات آنها قابل رویت نخواهد بود و از طرفی سیستمی پیچیده در دل آنها جای داده شده است. نیرویی شگرف در وجود انسان نهفته است که موجب می گردد علاوه براندیشه ،طراحی و ساخت چنین وسایل و  دستگاهها و سیستمهای پیچیده ، بر تمام آنها تسلط ومهارت کامل پیداکرده وآن هارا برای اهدافی که پیش بینی نموده به راحتی بکاربگیردو مورد بهره برداری قراردهدو درصورت لزوم در سیستم آنها تجدیدنظرکرده و تغییر ایجاد نماید ویا بر اساس نیازهای مختلف صنعتی ، پزشکی ، کشاورزی و ارتباطی ، وسایل جدیدی ابداع و وسایل کهنه را از رده خارج نماید.همانطریکه مشاهده می شودکمترین آثار این نیروی شگرف اختراع وسایلی نظیر رادیو،تلویزیون،کامپیوتر،اتومبیل،کشتی،هواپیما،موشک،ماهواره وتلسکوپ هاست که این وسایل در برقراری ارتباطات زمینی وفضایی ، ارسال ودریافت اطلاعات ، تبادل کالا و شناخت جهان ، نقش مهمی ایفا می نمایند.از طرف دیگر با تهیه دارووساخت وسایل پزشکی  و بالابردن سطح بهداشت وذرمان ،بیماریهای مهلک وخطرناکی را که زمانی انسانهارا چون برگ خزان زده به زمین می ریخت ونابود می کرد مهار کرده است وهمچنین ازمحدوده زندگی پارافراترگذاشته  ، آسمان و زمین را به تسخیر خود در آورده بطوریکه گام در کره ماه نهاده  و در اعماق اقیانوسها به کاوش پرداخته است. انسان این موجود پیچیده چگونه حیات خودرا آغاز و رشد می کند؟ تعریف ظریف و دقیقی در مورد حیات انسان شده است:«موجود انسان حیاط خودرا از یک یاخته شروع می کند ، یاخته ای که قطر آن در حدود یک دهم میلیمتر است.این یاخته تخمک است. تخمک وقتی به رشد و نمو برانگیخته می شود که اسپرمی به درون آن راه یابد.»(1)

اسپرم براساس نیروی مرموزی بدون کج کردن راه خود بسوی هدف پیش می رود ، علاقه و تمایل به در هم آمیختن با تخمک دارد. نیرویی این کشش را ایجاد می کند وحاصل  این کشش پیوند مهمی است که با این پیوند حرکتی پیچیده درجهت تشکیل ورشد یک انسان آغاز می گردد و راز بزرگ آن برای انسان همچنان مجهول باقی می ماندواین سوال پیش می آید که رشدیک انسان چگونه آغاز می شود؟ بازهم درموردحیات و رشدانسان تعریف دیگری آمده است که«اولین مرحله در رشد یک انسان،الحاق هسته اسپرم با هسته تخمک است.این رویداد یک رشته پویشهای پیچیده ای را آغاز می کند که درنتیجه آن یک ذره ژله مانند در ظرف چند ماه به موجودی با سیمای قابل شناخت انسان تبدیل می شود»(2)

که جسم اورا می بینیم ومی شناسیم آیا وقتی انسان رشدکرد وشکل گرفت می توان اوراتجزیه وتحلیل نمودوپی به روابط درونی وی بردوارتباطش رابادنیای خارج کشف کرد «انسان تقریبا" موجودمرکبی است که تجزیه و تحلیل آن به آسانی صورت نمی گیرد و باترکیب و جسم ظاهری نمی توان نسبت به خصوصیات درونی او قضاوت نمود.تاکنون هم اسلوب و روش خاصی بدست نیامده که ما بتوانیم مانند یک مسئله ریاضی تمام اعضاء واجزاء و روابط او را با یکدیگر و مخصوصا"روابطی که با دنیای خارج پیدامی کند تحت مطالعه قراردهیم.علوم تشریحی ، شیمی ، قیافه شناسی ، روانشناسی ، تعلیم و تربیت و تمام رشته های مختلف آن هنوز نتوانسته است حقیقت انسان را موشکافی کند.»(3) پس این فعالیتهای درونی بدن چگونه وازچه منبعی دستورمی گیردوحقیقت آن چیست؟

 درموردفعالیتهای زندگی می گویند«درظاهر امر مشاهده می شود که بدن ما از یک رشته فعالیتهای درونی که اصل و منشاء آن از نظر ما مخفی است اطاعت می کند.این فعالیتهاچنان مرموز و اسرار امیز است که نه ما بلکه متخصصین روانشناسی و پزشکان و نوابغ دنیا نمی توانند به حقیقت آن نزدیک شوند و حتی اگر مانند یک اتم قابل نفوذ درلابلای اعصاب و صندوقچه مغز خودفرو رویم چیزی از آن نمی فهمیم. روح وجسم ما در ظاهر امر خالق کلیه فعالیتهای زندگی ما است و هردو در یک مجموعه مبهم و اسرارآمیز تمرکزدارند.»(4) آیا علم ازلحاظ فیزیولوژی ویاروانی درجهت شناخت انسان گامی برداشته است؟چنانچه برداشته اهمیت کدام بیشتراست؟ شناخت روح مهمتراست یاجسم«شناخت انسان از لحاظ فیزیولوژی اهمیت بسیاری دارد که تازه علم به نیمه راه آن رسیده ،آنچه درشناخت انسان اهمیت بسیاری داشته و انسان هنوز به اوائل راه نرسیده بلکه فقط چند قدمی برداشته است درک انسان از لحاظ روان وی می باشد.»(5)

انسان ، این عالم صغیر ، هنوز به اسرار کامل وجود خود پی نبرده است. نکات مجهول و مسایل ناشناخته زیادی درخود نهفته دارد. با اینکه تاکنون نکته هایی از راز سیستم پیچیده جسم خودرا کشف نموده ولی بازهم بعضی از آنها نظیر ساختمان شیمیایی پیچیده سلول ، بافت پیچیده و تودرتوی مغز و ساختمان مولکول پیچیده پروتئین برایش همواره ناشناس باقی مانده است که نیاز به مطالعه دارد و این یک طرف قضیه است زیراعلاوه براینکه مطالعه عظمت و پیچیدگی جسم انسان به زمان نیازدارد و پی بردن به راز آن مدتها وقت می گیرد  روان انسان نیز ، انسان را به شگفتی واداشته است.و وی درحال مطالعه روان خود می باشد وممکن است سالهل بطول انجامد. بهرحال آیا علم با مطالعه جسم و روح ، انسان راخواهدشناخت؟ آیا انسان به رازهای وجود خود پی خواهدبرد ؟ و بالاخره آیا انسان ، انسان را خواهد شناخت؟

آنچه بطور روزانه در مترو ، اتوبوس ، اداره ،خیابان و سالن سینما وسایراجتماعات دیده می شود ظاهر انسان است.و اگر تمام انسانهای روی زمین مورد بررسی قرارگیرند حتی دو نفر که دارای خصوصیات مشترکی باشند یافت نمی شود. همانطوری که اثرانگشت آنها یکی نیست ، ماهیت و خلق و خوی آنها بایکدیگر تفاوت دارد.این مسئله دررابطه بارفتار انسان نیز صادق است.زیرا هرانسانی براساس ادراک خود به تجزیه و تحلیل مسائل پرداخته و عکس العمل نشان می دهد در نتیجه کار با انسان نیاز به به شناخت قالبهای ادراکی اودارد.بدینجهت نظرپدیده شناسان نیز درمورد انسان چنین بیان شده است«پدیده شناسان انسان را چنان پیچیده و بغرنج و استعدادها و قابلیت های نهفته او را چنان ناشناخته و بهره برداری نشده می دانند که تنها با مشاهده و مطالعه رفتار نمی توان او و عوامل تشکیل دهنده رفتارش را به خوبی شناخت»(6) به این علت انسان راموجودی استثنایی دانسته ومعتقدندکه ماهیت اخلاق ورفتاراورانمی توان ازقبل طراحی نمود و می گویند «این انسان ها که درسازمان ها خدمت می کنند با یکدیگر از نقطه نظر ماهیت و اخلاق و رفتار متفاوت هستند و آنچه درمورد یک نفرصادق است نمی تواند درمورد دیگران نیز قابل قبول باشد زیرا هرانسانی موجودی است مشخص که تحت هیچ قاعده و قانون کلی قرار نمی گیرد و نمی توان به روش علمی رفتارانسانها رامورد بررسی علمی قرارداد.جماد و نبات و حتی حیوان را می توان بطریق علمی بررسی کرد و شناخت»(7)  

 باتوجه به قدمت زندگی انسان ،تاکنون مطالعات بسیارزیادی برروی وی انجام شده وخواهدشد بطوریکه انسان هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی برای دانشمندان عجیب و بصورت معما بوده است و از پیچیدگی وجود وی دچار شگفتی شده و به ستایش خالق یکتا وتوانا پرداخته و در برابر عظمت ،بزرگی و قدرت و اراده او سرتعظیم فرود آورده اند و حاصل مطالعه و تلاش و تحقیقات خودرا چون چراغی برسرراه انسان قرارداده اند تاانسان خودرابشناسد و به گمراهی نرودوازمعبود دورنگردد.. به هر صورت بیشترین ارزش و اهمیت انسان در وجود روح انسانی اوست که حاکم بر جسم مادی است و این روح است که به جسم ارزش وتعالی بخشیده است بطوریکه درقرآن کریم آمده است که «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعواله ساجدین»(8)

زیرا جسم بدون روح عبارت از یک مشت گوشت و استخوان فاقد احساس،گرمی،حرکت و زندگی خواهدبود و کلیه اعمال انسان ازقبیل حرکت،دیدن،شنیدن و فکرکردن مربوط به روح انسان است درنتیجه شناخت روح انسان ازویژگی خاصی برخورداراست و بعضی ازمحققان آنقدر مسائل عجیب و غریب درمورد روح مطالعه و تجربه کرده اند که انسان رافقط روح دانسته اندودراین مورد اظهارداشته اند که«درک این حقیقت که انسان روح است نه جسد امروز به شکل یک واقعیت علمی مورد توجه واقع شده  و بادلایل تجربی تجلی کرده است»(9) وبالاخره روح انسان قطره ای ازسرچشمه اصلی حیات است وتمایل دارد به سرچشمه اصلی برسد وبه آن بپیونددودرنتیجه بعلت همین روح و اتصال است که انسان خودساخته گرایش به عالم بالاو آرزوی پرواز و معراج بسوی نور و جایگاه ابدی را دارد« بادلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم»(10)

درخاتمه ،لازم است  انسان  قدرانسان بودن خودرا بداند زیرا بیشترازآنچه که فکر کند مورد احترام خداوند است بطوریکه خداوندمتعال اورا نسبت به سایر مخلوقاتش برتری داده و حتی جانشین خود در روی زمین نموده است.« ازنظر قرآن انسان موجودی است برگزیده ازطرف خداوند،خلیفه و جانشین او درزمین ، نیمه ملکوتی و نیمه مادی دارای فطرتی خداآشنا،آزاد،مستقل،امانتدارخدا و...»(11) پس انسان اختیارات زیادی در روی زمین دارد ومی بایست سعی نمایدکه این اختیارات رابرای خودحفظ وحراست  کند و مغرورنگردد و به آزار و اذیت دیگران نپردازد زیرا اگرزندگی انسان سرشار ازنیکی وکمک وخدمت به دیگران باشد وکینه وعداوت ودشمنی را ار خود دور کند روح وروان اوشاد وآسوده وهمیشه درآرامش خواهدبود.ومرگ نیز برایش آسان می گرددبهمین سبب گفته اند« هرچه زندگی انسانها مشحون ازخدمت به دیگران و اندیشه و افکارش مفید وسازنده باشدمسلما روح آنهاوالاترو مرگ برانسان آسان تر و دست یافتن به سعادت ابدی راحت تر خواهدبود.»(12)

 و حرف آخر اینکه جسم انسان فرسوده وعمرهرچه قدرطولانی باشدروزی به پایان می رسدوتنها اعمال خوب،گذشت،فداکاری،دوستی ،صمیمیت وخاطره ها باقی می ماندواین حقیقت برهیچکس پوشیده نمی ماند که درآخربازگشت همه به سوی اوست« انالله وانا الیه راجعون»(13)

                                                                         

 

                                                                             

    پی نوشت:

          1-   آنتونی بارنت- انسان- محمدرضاباطنی ، ماه طلعت نفرآبادی   -    ص 49 -  نشرنو

          2-         //                //             //             //

          3- دکترالکسیس کارل- انسان موجودناشناخته - عنایت الله شکیباپور - ص 5 -  دنیای کتاب

          4-      //           //                //      - ص24-  دنیای کتاب

          5-  دکترمحسن فرشاد – بعد ناشناخته – ص22 اقبال 

         6-  دکترهوشنگ کوکلان- رفتارسازمانی- ص 57 -انتشارات دانشکده علوم اداری ومدیریت بازرگانی

          7-  دکترجلال مقدس ، دکتر مجتبی کاشفی – مدیریت – ص 9و10 - کتابخانه فروردین

          8-  سوره حجر آیه 29

          9- دکتر رئوف عبید–انسان روح است نه جسد–زین العابدین کاظم خلخالی - ص17- دنیای کتاب

         10-  رهبرکبیر انقلاب اسلامی – وصیت نامه

         11-  شهیدمطهری – مقدمه ای برجهان بینی اسلامی - ص252- صدرا قم

         12-  دکتر محسن فرشاد -  بعدناشناخته - ص 213- اقبال

         13-  سوره بقره آیه 156

 

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">