فـانــــــوس دریـــــایی جنـــــوب
داستـان، شعـر، ترانـه، مقالـه 
نویسنده: حبیب - ۱٥ مهر ۱۳۸٧

 

 

چرا اندوهگینی     

 

به چشم آیینه زیباترینی

ومثل یک عروسک نازنینی

سراپا می نشینم برتماشا

تووقتی درکنارم می نشینی

خدادرخلقت تومانده مبهوت

نه اهل آسمان ونه زمینی

زمستان را که فصل انجمادست

شقایق درشقایق آتشینی

تومثل واژه های عاشقانه

چه زیبا درکتابم می نشینی

برای زندگی کردن محیطی

بدون دغدغه می آفرینی

تمام چشم ها آیینه گشتند

که توخودرادرآیینه ببینی

درخت آسمان شدپرستاره

به امیدی که یک خوشه بچینی

همیشه چشم تو یک فصل ابری ست

نمی دانم چرا اندوهگینی؟

 

                            رضاعبداللهی(حریرسبزخیال/ مجله طلوع زندگی)

 

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


www.shereno.com
div style="position:fixed; left:0px; top:0px;">