بهار آمد...

بهار آمد ، طبیعت ، سبز پوشید

ببین گل های زیبا

 درچمن رویید

 

بهار آمد ، گلستان شد رنگ وارنگ

زمستان رفت و بلبل

شهد گل نوشید

 

هوا ، از عطر گل ها گشت خوشبو

نسیم چون روی آن

 گل ها بویید

 

بهاری پر ز گل شد ، هم نسیمی خوش  

وزید ، تا آن که نیلوفر هم

 به تن شورید

 

ثنا گو شد درخت ، با شاخه و برگ

روان آب زلال

 از چشمه ها جوشید

 

بهار آمد ، دگر هر کینه را بایست

به دیداری زدود  و

 روی هم بوسید

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامین اقتصاد

سلام و سپاس از حضورتان.بنده هم عیدباستانی نوروز را حضور شما و خانواده محترم تبریک عرض می کنم.با امید به روزهای بهتر.

کافه شعر

درود جناب نبی الهی عزیز. خوندم وپسندیدم خوشحالم که در جغرافیای زندگی شما شب را به روز و روز را به شب می رسانم. سپاس از حضور گرم تان از اینکه یادی کرده اخلاص مندنوشته هایم هستید قدمهای تان بالای دیده .. و نویسنده و شاعر با شنونده اش نفس میکشد و زنده است اگر یک روز خواننده ننویسد خود را گم کرده احساس میکنیم.

کافه شعر

ازبابت لینک متشکرم با اجازه شماهم لینک شدید.

zmb

سلام از اشعارتان خیلی استفاده کردم . ممنون که به وبلاگ کوچک من سر زدید و نظر دادید.

کاوه

با سلام و درود و عرض تبریک سال نو خدمت استاد نبی اللهی عزیز و مهربان امیدوارم سال جدید سال شادی و سلامتی و شادکامی شما باشد. آرزوی سربلندی شما را دارم

رحیق

استاد نبی اللهی بزرگوار و مهربان سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد از وبلاگ زیبایتان و زیباتر سروده هایتان لذت بردم و آموختم در پناه حق ایام به کامتان گوارا باد [گل]

خزان

سلام ممنونم كه وبلاگ من سر زديد. سال نو بر شما مبارك [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سعید

متن جالبی در مورد عید بود متشکرم از این که به وبلاک من هم سر زدی. با تشکر سعید مساوات