اندوه

 کاغذ های رنگی

 بوی نان

وا نمی دارد

 انسان را  به حسرت

با

نگاهی به دور دست

ورق های کاغذ

و

خوشه ی گندم را

همراه  اندوهی گران

 می بینند

در خواب

بی هیچ رنگ و بویی !

/ 5 نظر / 17 بازدید
م مهرپرور

میخواهم نگاهت کنم اما دیرم میشود سلام جناب نبی اللهی عزیز خواب خوشه های طلایی گندم را بی رنگ دیدن سهم چشمانی نگران است شعر زیبایی بود درود بر شما

میترا عرب

سلام جناب نبی اللهی گرامی حضور گرما بخشتان مایه مسرت و افتخار است[خنده] نمی دانم دفعه قبل خدمت رسیده ام یا فراموشم شده[شرمنده] ولی این را می دانم که این طراحی را ندیده بودم. [تعجب]وبلاگ زیبا و درخوری است تبریک می گویم[هورا] و با اجازه تان و با افتخار لینکتان می کنم.[چشمک] بهر حال قصورم را ببخشید [ناراحت] و از تقصیر این شاگرد کوچک درگذرید[خجالت] لذت بردم و استفاده کردم[پلک] شاد باشید و تا همیشه سبز و بهاری و مانا[گل][گل][گل]

شراره اسمعیلی تکلیمی

درود بر جناب نبی الهی عزیز و مهربان سپاسگذارم بخاطر حضور سبزت شعر زیبایتان را خواندم و لذت بردم مانا باشید بزرگوار[گل]

زهره طغیانی

سلام استاد ممنون از حضور ونظر خوبتون قالب نو مبارک زیباست همیشه دل نوشته هایتان برقرار باشید و مدام