دام عشق

دام عشق انداخته ای اما گرفتارم نکن

 

گر اسیر گشتم به آن دامت تو آزارم نکن

 

تا گرفتارت شدم خواهم که همرازم شوی

 

از فراق ای گل چو شمعی دیده اشکبارم نکن

 

در گلستانی ندیدم گلرخی مانند تو

 

گر به خواب بینم چنین یارب تو بیدارم نکن

 

تن به هر دردی که آید نازنین یابد علاج

 

درد عشق درمان نیابد گل تو بیمارم نکن

 

دام عشق از راه دل بردار پری پیکر ز رحم

 

درگذر روزی چو منصور برسر دارم  نکن

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
IP

تا حالا به خودكشي فكر كردي؟

دریا

سلام خیلی زیبا نوشتین مثل همیشه خسته نباشید[لبخند]