چقدر تنبل شده ام؟

به دستانم

که بوی گندم و مهر می داد

حسرت  می خورم

خبر نداشتم از طنین

چرخ

 و

پرنده

و فاصله گرفتیم از هم

مثل

خطوط موازی

حتی

فکر نمی کردم

روزی

گوشه ای  بنشینم

و

با اشاره ی انگشت

دستور دهم

چقدر تنبل شده ام ؟

و دستانم

بی پینه!

 

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
صبح

سلام استاد اين شعرتون كم نظير بود خيلي به دل مي نشست. خيلي. برايتان آرزوي بهترينها را دارم. در پناه خدا باشيد

امير مهدي ( ميثم ) قوانلو

سلام استاد عزيز ممنونم از لطفتون انشاالله مشكلات فني شعرام با انتقادات و پيشنهادات خوبتون حل بشه .... قلمتان جاري

ديوانه

ممنونم اما اصلا از همايش خبري نداشتم ممنون ميشم اگه منم از اين به بعد در جريان بزارين استاد عزيز[گل]

شیرین میناسرشت (شرقی )

درود دوست گرامی ام پدر بی نهایت مهربانم گرچه مدتی ست سراغم را نگرفتید نگفتید شرقی نیامده آیا نفس می کشد هنوز ؟ اما تعریف تان را از جواد نوروزی نازنینم شنیدم بی نهایت از شما گفت تواضع بی نظیرتان ""آغازی برای یک پایان را نفس می کشم و حضورت را مغتنم می دانم"" تو را چشم در راهم [گل]

هنگامه

سلام ......................................[گل] ممنون از حضورتون . ........................[گل] شعر قشنگی بود پست های قبلی را هم خوندم ............[گل] شاد و پیروز باشید ...........[گل]

هنگامه

سلام ......................................[گل] ممنون از حضورتون . ........................[گل] شعر قشنگی بود پست های قبلی را هم خوندم ............[گل] شاد و پیروز باشید ...........[گل]

شیرین میناسرشت (شرقی )

درود بر جناب نبی اللهی وااای خدااا چقدر دوستتان دارم اگر بخواهم بگویم چقدر قلبم می ایستد پدرم که برحمت خدا رفت گمان نمی کردم هیچ کس جایش را بگیرد با آرزوی طول عمر برای شما اما از شما بوی پدر می پیجد در مشامم باور کنید به مقدساتم آمدن به همایش خیلی برایم عادی بود اما وقتی جواد برایم گفت از شما دلم پر کشید گفتم کاش آخرش دم در تالارمی دیدمتون اما یک روز از عمرم باقی باشد می بینم تان می بینم تان شاعرترین پدر باشید همیشه [گل]

شیرین میناسرشت (شرقی )

پدر عزیزم سلام این کامنت رو زیر کامنت شما نوشتم در بلاگم اما گفتم شاید برنگردید که بخوانید اینجا هم نوشتم شما نازنینید خیلی دوستون دارم خیلی باشید همیشه

شاعر آبی دل ( مجید آذردشتی )

درود بر استاد عزیزم،استاد نبی اللهی مهربان...[گل] استاد باور نمی کنید روز همایش چقدر خوشحال شدم که دیدمتون و از اون مهمتر این که اولین نفری بودم که شما رو زیارت کردم... و شعرتان که مثل همیشه زیباست و من شاگردی می کنم و یاد می گیرم... با افتخار تمام و با اجازتون به پیوند دوستان اضافه شدید... استاد به روز هستم و منتظر راهنمایی های شما... سبز باشید بدرود [گل][خداحافظ]