تنها برای تو

  هزار بار خوانده ام من ، نامه ی زیبای تو

 دلم هرباره پر می زد ز سینه ، درهوای تو

 

 نیامد یک غزل حتی ، دمی بر این زبان بی تو

 بیا تا هر غزل آمد ، بریزم من به پای تو

 

 نشانی ها گرفتم من ، که بینم لحظه ای رویت

 به هرجا سر زدم ای گل ، ندیدم رد پای تو

 

 سرای این تپش هرگز ، نماند خالی از یادت

 مدام در طول امواجش ، تپد تنها برای تو

 

 ندارم جز تنی رنجور ، که روی دست من مانده

 بدان جانی ندارد تا ، کنم روزی فدای تو

 

 دعاهای شب و روزم ، ندارد یک اثر حتی

 بیا ای نازنین هستم ، نیازمند دعای تو

 

 کدام مرهم کند درمان ، تن بیمار بیماران

 تو گر آیی شفا یابند ، به دست پرشفای تو

 

 به یادت می روم گاهی ، کنار «برکه» ای اما

 دلم آرام نگیرد جز ، کنار آبی دریای تو

حبیب ا… نبی اللهی                                                                با احترام تقدیم به : darya_abee 

 

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
سجاد

سلام دوست عزيز....... خوشحال هرکی اين شعرو تقديمش کردی واقعا ساده و زيبا سروده شده

ماندانا

سلام...زيبا بود و اين شعر از فروغ عزيزم تقديم به صفای کلام و حضور سبزتان در بلاگم...میان تاریکی ترا صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من چو یک پیالهء شیر میان دستم بود نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد ترانه ای غمناک چو دود بر می خاست ز شهر زنجره ها چون دود می لغزید به روی پنجره ها تمام شب آنجا میان سینهء من کسی ز نومیدی نفس نفس می زد کسی به پا می خاست کسی ترا می خاست دو دست سرد او را دوباره پس می زد تمام شب آنجا ز شاخه های سیاه غمی فرو می ریخت کسی ز خود می ماند کسی ترا می خواند هوا چو آواری به روی او می ریخت درخت کوچک من به باد عاشق بود به باد بی سامان کجاست خانهء باد؟ کجاست خانهء باد؟ ***

دريا

سلام. بازم ميگم دو بيت آخرش خيلی قشنگه( چشمک) ، همش قشنگه ها... ولی دو بيت آخرش نه چيز ديگه است. ممنون...مرسی...متشکر..... نميدونم چه طور از اينهمه خوبی قدر دانی کنم.... شاد باشيد.