مهمان

مهمانم که باشی

بر سفره ای خالی

هر روز هم که بیایی

سیر نمی شوم

باور کن

 برکت سفره ام !

 

 

اردیبهشت 82-جم

/ 6 نظر / 16 بازدید
محمدرضالطفي

جنس اشعار همنوعان خود را دوست دارم به تعريف شخصي از معدود همنوعان بنده هستيد!

زهره طغیانی

سلام وقت به خیر ممنون از حضور وممنون از نظرخوبتون در آوای دل وب پرمحتوا وجالبی دارید فقط جسارتا اگه میشه رنگ قلم رو به نحوی انتخاب کنید که روی این گل زیبای زرد خونده بشه بعضا اصلا خوانا نیست بزارین پیش فرض خودش باشه البته ببخشید از نظرم به حصار عاشقی من هم سری بزنید خوشحال میشم

سهیلا بهجتی

جالب بود . خسته نباشید [گل]

شرقی

سلام جناب نبی اللهی عزیز سپاسگزارم که به خانه ام آمدید و مزین فرمودید خانه ی زیبایی دارید جناب نبی اللهی نازنین فقط متوجه منظورتان نشدم بر سر این سفره × غزل × چه نقشی داشته است ؟ من فکر می کنم آمدن غزل بی هیچ پیش زمینه ای بوده است ضمن اینکه اصلا شما سپید می سرایید و .... اما از ایجازهای شما لذت می برم فقط سعی کنید در رساندن مفهوم تلاش بیشتری بفرمایید البته جسارت شاگردتان را ببخشید باشید همیشه [گل]

شيرين ميناسرشت ( شرقي )

سلام جناب نبی اللهی نازنین استاد متواضع و مهربان ... با توضیحات تان لطف فرمودید اما کماکان قانع نشده ام استاد یک جایگزین یا یک پیش زمینه ی زیبا و بسیط برای من مخاطب لازم است ... کلیت شعر جالب است تنها این غزل زیبا ننشسته است فقط نظر من هست شاید هم اصلا وارد نباشد .. شرمسارم کردید با نگاه قشنگ خودتان به شاگرد کوچک و فرزندتان در واقع .. باشید همیشه [گل]

رحیق

استاد نبی اللهی بزرگوار لذت بردم استاد از اینکه مهمان سفره رنگین و پر از رحمت خود فرمودید سئاسگذار